چنگیزخان و شاهینش

ارسال شده توسط : بهزاد در تاریخ : یکشنبه, آذر ۲۹, ۱۳۸۸ ، ساعت : ۱۹:۱۷
ارسال شده در قسمت : تک نوشته, داستان, صفحه اصلی

یک روز صبح، چنگیزخان مغول و درباریانش برای شکار بیرون رفتند. همراهانش تیرو کمانشان را برداشتند و چنگیزخان شاهین محبوبش را روی ساعدش نشاند. شاهین از هر پیکانی دقیق تر و بهتر بود، چرا که می توانست در آسمان بالا برود و آنچه را ببیند که انسان نمی دید. اما با وجود تمام شور و هیجان گروه، شکاری نکردند. چنگیزخان مایوس به اردو برگشت، اما برای آنکه ناکامی اش باعث تضعیف روحیه ی همراهانش نشود، از گروه جدا شد و تصمیم گرفت تنها قدم بزند.

بیشتر از حد در جنگل مانده بودند و نزدیک بود خان از خستگی و تشنگی از پا در بیاید. گرمای تابستان تمام جویبارها را خشکانده بود و آبی پیدا نمی کرد، تا اینکه – معجزه! – رگه ی آبی دید که از روی سنگی جلویش جاری بود. خان شاهین را از روی بازویش بر زمین گذاشت و جام نقره ی کوچکش را که همیشه همراهش بود، برداشت. پرشدن جام مدت زیادی طول کشید، اما وقتی می خواست آن را به لبش نزدیک کند، شاهین بال زد و جام را از دست او بیرون انداخت.

چنگیز خان خشمگین شد، اما شاهین حیوان محبوبش بود، شاید او هم تشنه اش بود. جام را برداشت، خاک را از آن زدود و دوباره پرش کرد. اما جام تا نیمه پر نشده بود که شاهین دوباره آن را پرت کرد و آبش را بیرون ریخت. چنگیزخان حیوانش را دوست داشت، اما می دانست نباید بگذارد کسی به هیچ شکلی به او بی احترامی کند، چرا که اگر کسی از دور این صحنه را می دید، بعد به سربازانش می گفت که فاتح کبیر نمی تواند یک پرنده ی ساده را مهار کند.

این بار شمشیر از غلاف بیرون کشید، جام را برداشت و شروع کرد به پر کردن آن. یک چشمش را به آب دوخته بود و دیگری را به شاهین. همین که جام پر شد و می خواست آن را بنوشد، شاهین دوباره بال زد و به طرف او حمله آورد. چنگیزخان با یک ضربه ی دقیق سینه ی شاهین را شکافت.

جریان آب خشک شده بود. چنگیزخان که مصمم بود به هر شکلی آب را بنوشد، از صخره بالا رفت تا سرچشمه را پیدا کند. اما در کمال تعجب متوجه شد که آن بالا برکه ی آب کوچکی است و وسط آن، یکی از سمی ترین مارهای منطقه مرده است. اگر از آب خورده بود، دیگر در میان زندگان نبود.

خان شاهین مرده اش را در آغوش گرفت و به اردوگاه برگشت. دستور داد مجسمه ی زرینی از این پرنده بسازند و روی یکی از بال هایش حک کنند

«یک دوست، حتا وقتی کاری می کند که دوست ندارید، هنوز دوست شماست.»

و بر بال دیگرش نوشتند

«هر عمل از روی خشم، محکوم به شکست است.»

كلمات كليدي : ,

رفته ها و مانده ها

ارسال شده توسط : بهزاد در تاریخ : دوشنبه, آذر ۲۳, ۱۳۸۸ ، ساعت : ۱۱:۲۱
ارسال شده در قسمت : ایران, تک نوشته

آنهایی که (از ایران) رفته اند هر روز ایمیلشان را در حسرت نامه از آن هایی که مانده اند باز می کنند و از اینکه هیچ نامه ای ندارند کلافه می شوند‎. آنهایی که (در ایران ) مانده اند هر روز…نه…یکروز در میان ایمیلشان را چک می کنند و از اینکه نامه ای از انهایی که رفته اند ندارند کفرشان در میاید‎. آنهایی که رفته اند منتظرند آنهایی که مانده اند برایشان نامه بنویسند. فکر می کنند که حالا که ازجریان زندگی آنهایی که مانده اند خارج شده اند انها باید تصمیم بگیرند که هنوز می خواهند به دوستیشان از دور ادامه بدهند یا نه‎. آنهایی که مانده اند منتظرند که انهایی که رفته اند برایشان نامه بنویسند .فکر می کنند شاید انهایی که رفته اند مدل زندگیشان را عوض کرده باشند و دیگر دوست نداشته باشند با آنهایی که مانده اند معاشرت کنند‎. آنهایی که رفته ان همانطور که دارند یک غذای سر دستی درست می کنند تا تنهایی بخورند فکر می کنند آنهایی که مانده اند الان دارند دور هم قورمه سبزی با برنج زعفرانی می خورند و جمعشان جمع است و می گویند و می خندند‎. آنهایی که مانده اند همان طور که دارند یک غذای سر دستی درست می کنند فکر می کنند آنهایی که رفته اند الان دارند با دوستان جدیدشان گل می گویند و گل می شنوند و از ان غذاهایی می خورند که توی کتاب های آش پزی عکسش هست‎. آنهایی که رفته اند فکر می کنند آنهایی که مانده اند همه اش با هم بیرونند. کافی شاپ می روند .خرید می روند…با هم کیف دنیا را می کنند و آنها را که ان گوشه دنیا تک افتاده اند فراموش کرده اند‎. آنهایی که مانده اند فکر می کنند آنهایی که رفته اند همه اش بار و دیسکو می روند و خیلی بهشان خوش می گذرد و آنها را که توی این جهنم گیر افتاده اند فراموش کرده اند‎. آنهایی که رفته اند می فهمند که هیچ کدام از ان مشروب ها باب طبعشان نیست و دلشان می خواهد یک چای دم کرده حسابی بخورند‎. آنهایی که مانده اند دلشان می خواهد بروند یکبار هم که شده بروند یک مغازه ای که از سر تا تهش مشروب باشد که بتوانند هر چیزی را می خواهند انتخاب کنند‎. آنهایی که رفته اند همانطور که توی صف اداره پلیس برای کارت اقامتشان ایستاده اند و می بینند که پلیس با باتوم خارجی ها را هل می دهد فکر می کنند که آن جهنمی که تویش بودند حد اقل کشور خودشان بود.حد اقل احساس نمی کردند طفیلی هستند‎. آنهایی که مانده اند همانطور که گشت ارشاد با باتوم دختر ها را سوار ماشین می کنند فکر می کنند که آنهایی که رفته اند الان مثل آدم های محترم می روند به یک اداره مرتب و کارت اقامتشان را تحویل می گیرند‎. آنهایی که رفته اند همانطور می نشینند پشت پنجره و زل می زنند به حیاط و فکر می کنند به اینکه وقتی برگردند کجا کار گیرشان میاید و ایا اصلا کار گیرشان میاید؟ آنهایی که مانده اند فکر می کنند که انهایی که رفته اند حال کرده اند و حالا میایند جای آنها را سر کار اشغال می کنند و آنها از کار بیکار می شوند‎. آنهایی که مانده اند فکر می کنند آنهایی که رفته اند حق ندارند هیچ اظهار نظری در هیچ موردی بکنند چون دارند انور حال می کنند و فورا یک قلم برمی دارند و اسم انوری ها را خط می زنند‎. آنهایی که رفته اند هی با شوق بیانیه ها را امضا می کنند و می خواهند خودشان را به جریان سیاسی کشوری که تویش نیستند بچسبانند‎. آن هایی که مانده اند در حسرت بی بی سی بی سانسور کلافه می شوند‎. آنهایی که رفته اند هیچ سایت خبری را نمی خوانند.ربطی بهشان ندارد خبر کشور هایی که تویش هستند‎… آنهایی که مانده اند می خواهند بروند. آنهایی که رفته اند می خواهند بر گردند‎. آنهایی که مانده اند از آن طرف مدینه فاضله می سازند‎. آنهایی که رفته اند به کشورشان با حسرت فکر می کنند‎. اما هم آنهایی که رفته اند و هم آنهایی که مانده اند در یک چیز مشترکند‎… آنهایی که رفته اند احساس تنهایی می کنند. آنهایی که مانده اند هم احساس تنهایی می کنند‎.کاش جهان اینقدر با ماها نامهربان نبود‎….

نویسنده : ناشناس

كلمات كليدي : ,

بررسی صندوق ایمیل با نوکیا

ارسال شده توسط : بهزاد در تاریخ : یکشنبه, اردیبهشت ۲۷, ۱۳۸۸ ، ساعت : ۱۳:۴۱
ارسال شده در قسمت : آی تی, صفحه اصلی

نوکیا جدیدا نرمافزار جدید رو ارائه کرده است به نام Nokia Messaging که برای من یک نرم افزار کلیدی است. این نرم افزار روی بسیاری از گوشی های نوکیا نصب می شود و مهمترین قابلیت آن امکان پوش ایمیل (Push Email) است. با این خصوصیت دیگر لازم نیست که بعد از رسیدن نامه جدید صندوق خود را دوباره چک کنید و این نرم افزار نامه جدید را به گوشی شما پوش می کند. البته برای استفاده اون به یک ارتباط دائم اینترنتی احتیاج دارید ولی می تونید فقط هدر نامه یا هدر و متن و یا کل آن به همراه پیوست را دریافت کنید. تمام اینها را می تونید در تنظیمات آن ببینید. کار باهاش خیلی راحت است و من که روی گوشی E51 خورم نصب کرم خیلی راضی هستم ازش و همیشه ازش استفاده می کنم. همچنین توی حالت استندبای نامه های خوانده نشده و آخرین نامه رسیده رو نشون میده. یک قابلیت بسیار عالی دیگر هم این است که تا ۱۰ تا اکانت نامه را پشتیبانی میکنه. البته من خودم در حال حاظر فقط از ۳ تا (Yahoo، Gmail، اکانت دانشگاه) دارم استفاده میکنم. ولی میدانم که از Hotmail هم پشتیبانی می کنه. همچنین می توانید با هرکدام از اکانت ها که خواستید نامه بفرستید. فعلا این برنامه در حالت آزمایشی است و نیاز به پرداخت مبلغی برای استفاده از آن نیست ولی قرار است که یک سرویس ماهیانه باشد.

برای شروع به این لینک مراجعه کنید. ابتدا ثبت نام کنید و بعد می توانید اکانت های مرد نظرتان را وارد و تنظیم کنید. خود سایت لینک برنامه را برای شما به صورت پیغام کوتاه می فرستد و بعد از نصب همه چیز برای استفاده آماده است. برای اطلاعات بیشتر هم می توانید به اینجا مراجعه کنید.

برگشتم

ارسال شده توسط : بهزاد در تاریخ : یکشنبه, اردیبهشت ۲۷, ۱۳۸۸ ، ساعت : ۱۳:۰۰
ارسال شده در قسمت : خاطرات روزانه, صفحه اصلی

بعد از مدتها ننوشتن دوباره برگشتم تا یه چند خطی بنویسم. این چند وقت خیلی درگیر بودم. فرستادن مقاله برای کنفرانس ، یک درس سخت هم داشتم که حسابی وقت من رو می گرفت. هر دوهفته یک بار باید یک سری تمرین تحویل می دادیم. آخرش هم که یک امتحان طاقت فرسا داشتیم که باید به ۵ تا سوال از ۸ تا سوال در مدت ۲۴ ساعت جواب میدادیم.  :42:   در حین امتحان هم نباید با کسی مشورت می کردیم. خدا رو شکر من تونستم از ظهر تا شب به ۵ تا جواب بدم و شب راحت بتونم بخوابم.  :18:   فردا صبح هم تا ظهر یکی دیگر رو برای اطمیان بیشتر نوشتم. حالا تا ببینیم نتیجه چه شود. یک خبر خوب دیگه هم گرفتم که اگر نتیجه اش درست در بیاد خیلی خیلی خوب میشه. امیدوارم جور بشه.  :30:

حالا دوباره برگشتم سر کارهای تحقیقاتی قبلی ام و اونها رو ادامه میدم. باید این هفته یک وقتی گیر بیارم و مفصل با استادم صحبت کنم. این قسمت صحبت با استاد رو خیلی دوست دارم، خصوصا قسمت رد و بدل کردن ایده ها که واقعا جالب است. :48:

فعلا. :27:

كلمات كليدي :

فرا رسیدن سال نو مبارک

ارسال شده توسط : بهزاد در تاریخ : چهارشنبه, فروردین ۵, ۱۳۸۸ ، ساعت : ۱۴:۱۲
ارسال شده در قسمت : ایران

از عالم و آدم و پوسیده گان خزان و زمستان خندان و شتابان به استقبال بهار میروند تا اندوه زمستان را به فراموشی سپارند و کابوس غم را در زیر خاک مدفون سازند و آنگه سر مست و با وجد و نشاط و با رقص و پایکوبی با ترنم این سرود طرب انگیز نو روز و جشن شگوفه ها را بر گذار می نمایند.

سال نو مبارک و دلتون همیشه سبز

امکان جدید Gmail

ارسال شده توسط : بهزاد در تاریخ : دوشنبه, اسفند ۱۲, ۱۳۸۷ ، ساعت : ۱۲:۰۲
ارسال شده در قسمت : آی تی

Gmail جدیدا امکان جدیدی به سرویس خود اضافه کرده است که امکان پیوست کردن چندین فایل به صورت هم زمان به یک پست الکترونیکی را می دهد. همچنین به مجرد اینکه فایل مورد نظر را انتخاب می کنید شروع به بارگزاری آن می کند که این دو خیلی در زمان صرف شده برای ارسال چندین فایل از طریق پست الکترونیکی کمک می کند. من که واقعا از سیستم قدیمی ارسال فایل در Gmail رنج می بردم و امروز که این امکان جدید را دیدم واقعا ذوق زده شدم. یک بروز رسانی کوچک در اینترفیس یک برنامه واقعا چه کمک شایانی می کند.

Gmail

Gmail